آقای ببر

 "آقای ببر" لقب گربه درشت و پشمالوییه که هر روز صبح کنار پنجره بزرگ محل کارم با کلی دبدبه و کبکبه برای صرف صبحانه قدم رنجه می کنه. انصافا هم اسمش برازندشه. گربه ای کِرم -سفید با صورتی بسیار زیبا و قد و قامتی دقیقا دوبرابر گربه های معمولی. مثل یک ببر اما در ابعداد کوچکتر. اما چیزی که آقای ببر را از گربه های دیگه متمایز می کنه ظاهرش نیست بلکه رفتار متشخص این حیوانه.

اون همیشه بدون عجله و خرامان خرامان کنار پنجره می آد. اگر ببینه  گربه های دیگه که همه از اون کوچکترند زودتر اومدن و دارن غذا می خورند با آرامش و آقا منشی خاصی و بدون حتی ذره ای پرخاش کمی دورتر می ایسته و اجازه می ده اونها سیر بخورند.  معمولاَ گربه ها مخصوصا اگر نر باشند برای به دست آوردن یه تکه غذا کلی قیل و قال و دعوا راه می اندازن  اما آقای ببر موقع خوردن حتی اونها را نگاه هم نمی کنه . اما  نه از روی ترس .بلکه واقعاَ در چشمانش می شه بی تفاوتی  را دید. چندین بار به دقت زیر نظرش گرفتم. وقتی که همه می خورن و سیر می شن اون تازه جلو می آد و کمی غدا می خورده و وقتی هم سیر شد می ره کنار تا اگر کسی باز گشنه بود بیاد بخوره.

حتی چند بار شده بود که چند تا بچه گربه به سمتش حمله کردن و جیغ و داد راه انداختن اما اون حتی از  جاش تکان هم نخورد و فقط با نگاه عاقل اندر سفیهی بهشون نگاه کرد و بعد روش را از آنها برگردوند. آنها هم که نتیجه ای از سر و صدا کردنشون نگرفتند  دمشون را گذاشتند رو کولشون و رفتند.

یکی از همکارام حرف خوبی در مورد آقای ببر می زنه . می گه این گربه چشم و دل سیره، دل گندست!

با خودم فکر می کردم یه موجودی می شه مثل آقای ببر، چنین بلند طبع و بزگوار.  با این که ظاهراَ حیوانه و فاقد عقل و  شعوری در حد و اندازه های انسان ، اما چنین برخورد بزرگمنشانه ای داره. یکی هم می شه  بشر ،(البته نه همه آنها) ظاهراَ اشرف مخلوقات که گاهی با گدا صفتی و حقارت طبع آبروی هرچه انسانه را می بره.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید