کنون با ما باش

چند بیت زیبا از "مختار نامه "عطار:

 

دوش آمد و گفت: در درون ما را باش

در خاک نشین و غرقِ خون ما را باش

بر من میزد تاکه ز من هیچ نماند

چون هیچ شدم گفت: کنون ما را باش!”

***

دوش آمد و گفت: چندم آواز دهی

من دور نیم تو دوری آغاز نهی

دیوار حجاب است چو برخاست ز پیش

این خانه و آن یکی شود باز رهی

***

 

(عطار)

/ 0 نظر / 18 بازدید