;Amour; ، روایت ساده یک عشق

دیدن بعضی از فیلم ها حال آدم را خوش می کنه .  یکی از این فیلم ها "Amour"  ساخته میشل هانکه است. در طول فیلم آدم طیف گسترده ای از احساسات انسانی را تجربه می کند: روزمرگی، ترس، نگرانی، درد، خجالت، شادی، وفاداری، احترام، محبت، تحسین  وعشق.  اما برآیند نهایی همه آنها احساس آرامشی است که تمام وجودت را فرامی گیرد. "Amour" داستان زن و شوهر پیریه که صبح روز بعد از کنسرتی که باهم رفته اند سر میز صبحانه نشسته اند که ناگهان زن دچار حمله ایی می شود و بی حرکت می ماند. و این گونه مرگ به خانه ی این زوج مسن وارد می شود ؛مرد باید هم رنج  ورود مرگ وهم دیدن رنج همسر را تاب بیاورد و چقدر رفتار این مرد در این امتحان زندگی تحسین بر انگیزه ... در طول فیلم به دلیل درد فراوان زن از همسرش میخواهد که کار را تمام کند اما مرد نمیتواند. شاید عشق نمی گذارد؛اما این همان عشقی است که در انتهای فیلم مرد را به استیصال می رساند ؛استیصالی که باعث می شود به زندگی ِعشق اش پایان دهد.

فیلم بسیار لطیف ،روان و واقعی  داستان عشق را روایت می کند. عشقی به دور ازهرگونه صحنه های پر تب و تاب و سکانس های به اصطلاح رمانتیک و کلیشه های متعارف ،آن هم از نوع هالیوودیش. و درعوض عشقی ناب و در عین حال بسیار ساده در سراسر فیلم در جریان است. عشقی که حتما در طول سالیان دراز افت و خیزها و شدت و ضعف های خودش را داشته اما با همه تلخی ها و شیرینی هاش همچنان  تا لحظات آخرزندگی ساده این زوج باقی مانده است.

با خودت فکر می کنی  "عشق" این مفهوم شگفت و زیبا با این همه پیچیدگی ها و رمز و رازش تنها گوشه ای از تجلی  کرشمه و ناز " او"ست که در اشرف مخلوقاتش "انسان"  به صورتی چنین با شکوه و لطیف تجلی پیدا کرده و حالا فقط تصور این که خالق  این عشق خود چنین صفتی را در حد کمال و اعلای آن نسبت به مخلوقاتش داره وجود آدمی را سر شار از شعف و شوری بی پایان می کند.

 

/ 0 نظر / 17 بازدید