روز سی و یکم

روز سی و یکم

پسرک چشم از قفسی که در دست مادرش بود برنمی داشت. وقتی به خرگوش و فنچ داخل قفس نگاه می کرد برق شادی و شیطنت در چشمانش می درخشید.

"مامان...مامان نگاه کن وقتی خرگوشم مثل اسب سرش را می آره بالا پرندهه می پره پایین... نگاشون کن مامان... آخه چرا اینکار را می کنه؟!"

/ 0 نظر / 13 بازدید