کوه ها آیینه عشق

مدتی بود که با خودم فکر می کردم کوهها، این مخلوقات عظیم و با شکوه که در نگاه اول روح آدمی را از عظمت و قدرت سرشار می کنند در این عالم به چه کار می آیند و به قولی بهر چه خلق شده اند. در کتاب های درسی درباره نقش این توده های سنگی زیبا مطالبی خوانده بودم اما خوب باز هم قانع نمی شدم . به خصوص این آیه قران را از لحاظ علمی نمی توانستم درک کنم:

«در زمین کوههایی افکند تا از اضطراب و حرکت ناموزون آن جلوگیری کند و نهرها و راههایی (در میان کوهها) ایجاد کرد، شاید هدایت شوید» (سوره نحل: 15).

تا اینکه به این مقاله کوتاه اما جالب در خصوص نقش کوه ها در طبیعت برخوردم که اگرچه خیلی موشکافانه نیست اما قانع کننده است. به نظرم خواندن این متن خالی از لطف نیست. چنین نظام پیچیده ای تنها گوشه ابرویی از جمال وجلال یاراست که آدمی را  بس حیران می کند :

در قرآن مجید درباره آفرینش کوهها، تعبیرات مختلف و پرمعنی دیده می شود.

در یک جا می فرماید: والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم و انهارا و سبلا لعلکم تهتدون: «در زمین کوههایی افکند تا از اضطراب و حرکت ناموزون آن جلوگیری کند و نهرها و راههایی (در میان کوهها) ایجاد کرد، شاید هدایت شوید» (سوره نحل: 15).

در جای دیگر می فرماید: الم نجعل الارض مهادا – والجبال اوتادا: «آیا زمین را گهواره قرار ندادیم و کوهها را همچون میخها» (برای حفظ زمین) (سوره نبا: 6-7).

و در آیه دیگر می خوانیم: و جعلنا فیها رواسی شامخات واسقیناکم ماء فراتا: و در آن کوههای بلندی قرار دادیم و آب گوارا به شما نوشاندیم» (سوره مرسلات: 27).

و نیز می فرماید: والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم و بث فیها من کل دابة: « در زمین کوههایی افکند، تا از حرکت ناموزون آن جلوکیری کنند و درآن از هر جنبنده ای پراکنده ساخت» (سوره لقمان:10).

و آیات دیگری نیز به همین مضمون یا نزدیک با آن در قرآن مجید دیده می شود.

نخستین چیزی که دراین آیات به آن برخورد می کنیم تاثیر وجود کوهها در آرامش زمین است که گاه از آن به «اوتاد» (میخها) تعبیر شده است که معمولا برای محکم کردن قسمتهایی مختلف درها و صندوقها و کشتیها و مانند آن، یا برای نگهداشتن چادرها در برابر وزش بادها، مورد استفاده قرار می گیرد.

و گاه تعبیر به ان تمید بکم که از ماده «میدان» به معنی لرزش و اضطراب گرفته شده، یعنی کوهها مانع اضطراب و لرزش زمین است.

این مطلبی است که در آن عصر و زمان، هیچ کس از آن آگاهی نداشت و امروز ما به خوبی می دانیم که نقش کوهها از این نظر چیست، زیرا: اولاً کوهها در حقیقت حکم یک زره فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده و با توجه به ارتباط و پیوندی که در اعماق زمین به هم دارند، یک شبکه نیرومند سرتاسری را تشکیل می دهند و اگر چنین نبود، و سطح زمین را خاکهای نرم پوشانده بود به آسانی تحت تاثیر جاذبه نیرومند ماه قرار می گرفت و جزر و مد در خشکیها مانند جزر و مد در دریاها، همه چیز را به لرزه در می آورد و اضطراب و حرکت و لرزش در طول شبانه روز بر سطح زمین حکم فرما بود، و هر ساختمانی را ممکن بود ویران کند.

ولی وجود این زره محکم، این جزر و مد را به حداقل می رساند، هم اکنون نیز پوسته محکم زمین، در هر شبانه روز به مقدار سی سانیمتر بالا و پایین می آید، به خلاف دریاها که گاهی بر اثر جزر و مد چندین متر بالا و پایین می شود.

جاذبه خورشید نیز، جزر و مدی هر چند خفیف تر به وجود می آورد، و اگر ماه و خورشید در مسیر خود در یکسو واقع شوند و این دو جاذبه در یک جهت قرار گیرد، این حرکات قوی تر و شدید تر است.

ولی قرآن می گوید: کوهها که میخهای زمینند، آن را از لرزشها حفظ می کنند.

 

ثانیاً فشار درونی زمین که بر اثر حرارت مرکزی فوق العاده آن به صورت مداوم بر قشر زمین اثر می گذارد، اگر کوهها نبودند، سرچشمه اضطراب مداوم زمین محسوب می شدند.

حال فکر کنید اگر این نوسان حرکت جزر و مدی و فشار درونی، بر اثر نرم بودن پوسته زمین شدت می یافت، آیا هرگز آرامشی که امروز احساس می کنیم وجود داشت، آیا خانه و لانه و قرارگاهی، برای استراحت پیدا می شد.

ثالثاً امروز ثابت شده کوهها با پنجه های نیرومند خود هوای اطراف زمین را با خود می چرخانند، حال فرض کنیم اگر کره زمین با همین سرعتی که دارد – هر دقیقه تقریبا سی کیلومتر به دور خود گردش می کند – حرکت می کرد، و بر اثر نبودن کوهها هوای اطراف آن چنین گردشی نداشت، از برخورد شدید ملکولهای هوا با سطح زمین دائما طوفانهای شدید و گرد و غبارها برمی خاست و از این گذشته چنان حرارتی تولید می شد که همه چیز را می سوزاند (همان گونه که اگر هواپیماهای سریع السیر در طبقات پایین هوا سیر کنند، چنان بالهای آنها داغ می شود که ممکن است خطرات مهمی ایجاد کند، لذا مجبورند اوج بگیرند و در طبقات بالا که هوا بسیار رقیق است حرکت نمایند تا تماس با هوا که منشا ایجاد حرارت است کمتر شود).

آری پستیها و بلندیها و کوههای زمین، این مشکل را حل کرده و قشر عظیم جو را به همراه حرکت زمین می چرخاند، درست مانند دندانه های چرخهای دنده دار که همراه خود اشیاء دیگر را به گردش در می آورد.

بنابراین کوهها مایه آرامش زمین و ساکنان زمین است، هم در برابرجاذبه ماه و خورشید و هم فشار درونی، هم طوفانهای دائمی شدید وهم تولید حرارت غیرقابل تحمل.

از سوی دیگر، در آیات فوق اشاره ای به وجود رابطه میان کوهها و نزول باران و سیراب شدن زمینها، و به دست آمدن ماء فرات (آب گوارا) شده است، می فرماید: « در زمین کوههای بلند قرار دادیم و آب گوارا به شما نوشاندیم».

مسلما رابطه دقیق این دو با هم در گذشته شناخته شده نبود، ولی امروز می دانیم اولاً کوهها سبب جمع شدن بخار آب، یعنی تراکم ابرها و ثانیا سبب برودت قشر هوای مجاور آن می شود، و ثالثاً قسمت مهمی از نزولات آسمانی را به صورت برف و یخ در خود نگه می دارد و منبع دائمی برای جریان آب در سطح زمین و هدر نرفتن نزولات آسمانی می گردد، به علاوه دامنه کوهها، با قشر ناصاف خود، امواج آب را زیرورو و در معرض هوای سالم قرار می دهد و تصفیه می کند و «ماء فرات» (آب گوارا) تحویل می دهد.

از همه اینها گذشته نکته جالب دیگری که مورد توجه بعضی از دانشمندان در رابطه با کوههای زمین قرار گرفته، این است که: کوهها در برابر نوسانات فشار زمین، حکم «چرخ لنگر» را دارند که جلو تغییر سرعت را می گیرد.

توضیح اینکه: منظور از «چرخ لنگر» همان چیز است که در کلیه وسایلی که حرکت دورانی مشابه دارند، به صورت چرخ سنگینی به نام چرخ طیار یا چرخ لنگر، روی محور آن نصب می کنند تا سرعت آن را تنظیم کند، فی المثل اگرفشاری از خارج، بر روی آن وسیله که حرکت دورانی دارد وارد شود و ناگهان فشار قطع گردد، آن وسیله با یک جهش به جلو می پرد، و ضربه ای بر آن دستگاه وارد می کند، اما اگر چرخ لنگر بر آن نصب گردد، آن فشار را در خود ذخیره کرده، و تدریجا باز می دهد بی آنکه ضربه ای بر آن دستگاه وارد شود.

 

این از یک سو، از سوی دیگر طوفانهای وحشتناک، گاه در جهت مخالف یا موافق زمین می وزد و می تواند روی حرکت آن اثر بگذارد.......

وقتی فشار طوفان فرو نشست، تبدیل به یک شتاب می شود که ضربه ای سخت بر همه موجودات روی زمین وارد می سازد، و همه چیز را در هم می ریزد.

ولی وجود کوهها که به منزله « چرخ لنگر» است تمام این فشارهای مثبت و منفی را در خود ذخیره کرده و از ورود ضربه ها، جلوگیری می کند و حرکت متوازن زمین را حفظ می نماید، و به تعبیر قرآن مانع لرزشها (و به همه خوردن آرامش) می گردد.

اگر در تاریخ نزول این آیات بحثی درباره مسائل «چرخ لنگر» و آثار آن در دنیای آن روز وجود داشت، تعبیرات این آیات عجیب و شگفت آور نبود، ولی با توجه به اینکه در آن زمان، چنین مسائلی ابدا سابقه نداشت، مخصوصا در محیط «جزیزه العرب» نامی از فیزیک نبود تا چه رسد به این مسائل پیچیده، باید اقرار کرد که بیان چنین آیاتی معجزه بزرگ علمی محسوب می شود.

(آنچه در بالا آمد، خلاصه بسیار فشرده ای بود از مقاله محققانه ای که تحت عنوان «اثر کوهها در آرامش زمین» «مساله چرخ کنگر در قرآن» در مجله دینی و علمی مکتب اسلام شماره 8 سال 13 «صفحه 68 تا 73» آمده است و مربوط به سال 51 است، برای توضیح بیشتر در این زمینه و آگاهی از فرمولهای آن می توانید به مقاله مزبور و پیوست آن مراجعه فرمایید.)

نکته دیگر اینکه قرآن در مورد ایجاد کوهها، گاه می گوید: والقی فی الارض رواسی: «در زمین کوههای ثابت و محکمی افکند» (سوره نحل: 15).

و در جای دیگر می فرماید: ام من جعل الارض قرارا... و جعل لها رواسی: « آیا کسی که زمین را قرارگاه قرار نمود... و برای آن کوههای ثابت و پابرجا قرار داد.» (سوره نمل: 61).

این تعبیرات و مانند آن که مکرر در قرآن مجید آمده به وضوح نشان می دهد که آفرینش کوهها بعد از خلقت زمین بوده است، علم امروز نیز به روشنی این معنی را ثابت کرده که بسیاری از کوهها در نتیجه چین خوردگی زمین، و قسمتی بر اثر مواد مذاب آتشفشانی، و قسمت دیگری به خاطر شستشوی مواد سست از اطراف مواد سخت زمین بر اثر نزول بارانها حادث شده، و تمام اینها بعد از خلقت و آفرینش زمین صورت گرفته است.

مسلماً هنگامی که این آیات از قرآن نازل شد هیچیک از این مسائل شناخته شده نبود.

 

http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8237

/ 0 نظر / 4 بازدید