قورمه سبزی یا "پاستا کاربونارا" ؟

چند روز پیش همینطور که از وسط بازار قدیم تجریش رد می شدم و از بوی سبزیجات معطرمست و ازدیدن میوه های رنگارنگ ملنگ شده بودم ، چند پسر جوان که لباس های سرخ حاجی فیروز به تن و دایره زنگی به دست داشتن، وارد محوطه بزرگ و شلوغ بازار شدن و به رسم روزهای آخر اسفند شروع کردن به شیرین کاری و آواز خوندان...اما....چشمتون روز بد نبینه و گوشتون نوای بد نشنوه!

مثل همیشه منتظر بودم تا همان شعر قدیمی و معروف "ارباب خودم سامبولی بلیکم..." رو بشنوم... اما به جاش گوش هام مزین شدند به "هپی نوروز...هپی نیو یر" و یکسری کلامات نامفهوم دیگه انگلیسی...

این بی تناسخی بدجوری تو ذوقم زد!!

نه اینکه انگلیسی حرف زدن بد باشه! نه اصلا! اما این مدل "آوانگاردی" کردن هم نوبره والله!

حکایتش مثل خوردن "پاستا کاربونارا" با خورشت قورمه سبزی است!

اینطوری نه می فهمی شنبلیله ی قرمه سبزی چه مزه ای داشت نه طعم دلچسب خامه داخل پاستا رو متوجه می شی!

به قول شیخ محمود شبستری:

"هر چیزی به جای خویش نیکوست" 


/ 0 نظر / 95 بازدید