نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٦

پیشداروری.همه ما با این کلمه و مفهومش  به خوبی  آشنا هستیم.حتی اونهایی که مدعی اند سرو کاری با هاش ندارند و اصلاً این واژه براشون غریبست.خودشون هم خوب می دونن که حداقل یکبار هم که شده طعم سوزان خجالت ناشی از  پیش داوری عجولانه رو چشیدند.حس واقعاً بدیه.توی اون لحظه از خودت،جهلاتت و ابتدایی فکر کردنت بدت می آد.شرمنده می شی.

 این بیماریه  که این  روزا تو تک تک سلول های روحمو لانه کرده.یه ویروس کشنده که به جسممون لطمه ای نمی زنه اما روحمون رو حسابی فاسد می کنه.

گاهی ظاهر یک فرد،بعضی وفتها داراییش و زمانی هم کلماتش برامون سور و سات ضیافت قضاوت پیش پیش رو فراهم می کنن.می شه حکایت "ف" و "فرحزاد".خوب ضرب مثلیه!!ما تقریبا در همه چیز هنوز نقطه "ف" رو ندیده فرحزاد رو هم رد می کنیم.

چرا اینقدر ظاهر بین شدیم؟!؟!چرا اینقدر کم صبر شدیم؟!؟!؟چرا اینقدر سطحی شدیم؟!؟!؟

پیش داوری همیشه دم دستی ترین و ساده ترین راه برای دیدن یه آدمه اما در عوض برای خوب دیدن و درست دیدن صبر و زمان لازمه. 




کلمات کلیدی :روانشناسی