نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٢/۱

چند وقت پیش کتاب قطوری به دستم رسید که از همون ابتدا با ضخامت و عنوانش اشتیاق و تمایلم را برای خوندش به حد اقل رسوند:تاریخچه تقریبا همه چیز

کتابی با 600 صفحه .از اونجایی که شخص عزیزی اون رو به من هدیه کرده بود می خواستم برای احترام به لطفش حتما آون رو بخونم اما هر وقت چشمم به شکم چاقش می افتاد عزا می گرفتم که چطوری این غذای سنگین رو که تازه باب میلم هم نیست هضم کنم!!!

خلاصه بلاخره بعد از یکسال ،وبعد از  به تاخیر انداختن این قدردانی تا جای ممکن ،کتاب مذکور رو جهت تورق و مطالعه در دستان مبارک گرفتم.

اولش همونطور بود که فکر می کردم .خیلی آهنرباش قوی نبود و چندان جذبم نکرد .پر بود از فاصله های غیر قابل تصور کهکشانی و اعدادی با توان 30 .اما من مقاومت کردم و ادامه دادم .تقریبا 20 یا 30 صفحه از کتاب گذشته بود که با کمال تعجب حس کردم نمی تونم به راحتی کتاب رو زمین بذارم ،حتی برای رفتن به ،گلاب به روتون ؛دست به آب .

مسحور شده بودم.چیزهایی رو توی این کتاب خوندم که خیلی خیلی برام جالب بودن.کتاب از اسمان وکهکشان شروع می کرد  به تاریخ نگاری تا مولکول و سلول.واااااای عجب چیزی بود!! خیلی از سوالاتم جوابشون اینجا بود و خیلی جایهای کتاب واسم سوالاتی بود که خودش جواب اونهارو  می داد.یه جورایی کتابچه جیبی از کل خلقت طبیعت بود.بعد از خوندنش از اعماق قلبم به این باور رسیدم که خلقت هیچ چیز حتی یه پشه ،حتی طول DNA و تعداد ان در انسان،زاویه زمین،همسایگیش با ماه ،اتش فشان ها،حرکت های زیر قاره ها،انجماد آب ،وجود باکتریهای دشمن نما و .....هزاران چیز دیگه توی این دنیای بی دلیل نیست و طبیعت برا ی حیاتش اصلا به موجودی مغرور با کله ای پر باد به نام انسان  نیازی نداره.

حالا دیگه عاشق کتابی شدم که اولش با یه پیشداوری عجولانه اون رو کسل کننده تصور می کردم .عادتی که ما ادما توی هر چیزی از خودمون بروز می دیم .

دوست دارم این کتاب رو همه بخونن چون اگر شروعش کنین اصلا دوست ندارین که دستانتون رو به همین راحتی ترک کنه.

 




کلمات کلیدی :کتاب