نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/٧/٢٤

دوست واقعی کسی است که موقع پیشامدهای خوب کنار آدم است.کسی که کنار ما بالا و پایین می پردو به خاطر موفقیت های ما شادی می کند.دوست کاذب کسی است که با آن قیافه غمگین و آن همدردی ،فقط در لحظه های سختی ظاهر می شود و در واقع مشکلات ما تسلایی است برای زندگی نکبت بار خودش.

(زهیر اثر پائولو کوئیلو)

همیشه با خودم فکر می کردم که چرا همیشه توی مراسم عزاداری به جز نزدیکان همه آدمایی که حتی سالی یکبار هم نمی بینیمشون و  یا حتی  بعضیاشون را هم نمی شناسیم با چهره هایی پر از همدردی ظاهر می شن؟ به خودم جواب می دادم که خوب وقتی کسی عزیزی را از دست می ده احتیاج داره برای سبک شدن غمش و تحملش آن را با کس دیگری غیر از خودش سهیم بشه و  اینطوری تسلی پیدا کنه .در مورد بقیه لحظات غمگین زندگی هم این مطلب صدق می کنه.تا مشکلی پیش می آد صدای آخی،طفلی،چه بد و ...به همراه چهره هایی غمگین ظاهر می شن.

با خودمان روراست باشیم واقعاً چقدر از این دلسوزی ها و همدردی ها به دلیلیه که گفتم ؟؟ یعنی برای کمک واقعی! جمله ای که از کتاب زهیر نوشتم حس پنهان و معمولاً غیر آگاهانه آدمها را در موقعیت های سخت و دوستی های واقی خیلی خوب از پس ذهنمون بیرون کشیده و به صورت نوشته درآورده . من هم تافته جدا بافته نیستم و  اعتراف می کنم که شخصاً این حس را تجربه کردم .گاهی وقتی مشکل کسی را دیدم غمگین می شدم  اما در عین حال انگار  شیطونک درونم آتیش لذتی موزی و مخفی را در وجودم روشن می کرد اگرچه غم چهره ام هم دروغین نبود اما در هر حال این دو حس متضاد مثل آب و آتیش  در کنار هم بر روحم حاکم  بودند.واقعاً مثل این بود که از  زخم های او ضمادی برای جراحات خودم بر می داشتم.

در مقابل ،در لحظات شاد هم خیلی ها اگرچه به ظاهر دارن  با تو لبخند می زنن اما فقط خدا می دونه در حفره های روحشون چه اتیشی از حسادت روشنه.من نمی گم همه اینطور هستن و به هیچ دوستی نمی شه اعتماد کرد .فقط می خوام بگم یه خورده روحمونو آزاد کنیم .اجازه بدیم فطرتمون خودش را بروز بده.




کلمات کلیدی :آرامش