نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/٤/٢۳

فکر می کنم وبلاگم دیگه داره به دیوان شعر تبدیل می شه .اما عیبی نداره چون واقعا حیف است که  از مفاهیمی به این عمیقی با صورتی چنین زیبا چشم پوشی کرد.همه این حرفا رو زدم تا چند بیت زیبا از مولوی را براتون بگم:

ای خدا ای فضل تو حاجت روا
با تو یاد هیچ کس نبود روا

قطره دانش که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش

قطره ی علم است اندر جان من
وار هانش از هوا وز خاک تن

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چو مرغان حریصی بی نوا

گر هزاران دام باشد هر قدم
چون تو با مایی نباشد هیچ غم

از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم شد از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه افاق زد




کلمات کلیدی :شعر