نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/٢/۱۸

 هر روز شیطان لعنتی

 خط های ذهن مرا اشغال می کن

 هی با شماره های غلط

 زنگ می زند،‏

آن وقت من اشتباه می کنم و

 او با اشتباه های دلم حال می کند.

دیروز یک فرشته به من می گفت :

 

 تو گوشی دل خود را بد گذاشتی

آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ

 آخر چرا جواب ندادی

چرا بر نداشتی ؟!

 یادش به خیر آن روزها ی

مکالمه با خورشید

 که دفترچه های ذهن کوچک مرا

 سرشار خاطرهای ناب می کرد.

 امروز پاره است آن سیم ها که دلم را تا آسمان مخابره می کرد .

 با من تماس بگیر ،

خدایا حتی هزار بار

وقتی که نیستم

لطفا پیام خودت را

 روی پیام گیر دلم بگذار.

البته مطلب بالا صد در صد شعر نیست حتی مر هم نیست اما خوب چون خیلی به دلم نشت حس کردم شاید حس خوبی هم به بقیه بده (متاسفانه نویسندش ناشناسه)




کلمات کلیدی :شعر