نویسنده : ش. خان سفید ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۳/۱۸

چند وقت پیش تصمیم گرفتم کتاب های از نویسندگان معاصر ایرانی بخونم. البته منظورم اونهایی هستند که هنوز در قید حیات تشریف دارند. در راستای همین تصمیم ملوکانه دو  کتاب با عنوان های سمفونی مردگان و ملکوت خریدم اولیش نوشته  عباس معروفیه و دومیش مال بهرام صادقی.

اولش تیتر سمفونی مردگان برام جالب بود. و حسابی جذبم کرد اما واقعیتش اینه که وقتی کتاب رو خوندم کمی تو ذوقم خورد. البته کتاب بدی نیست. حکایت یه خانواده ایرانی ساکن اردبیله. داستان مال حدود ۴٠ سال پیشه و یه جورایی به نقد فضای ذهنی بیش از حد بسته اون زمان اشاره داره یعنی به عقب ماندگی فرهنگی. البته فرمی که برای روایت انتخاب کرده به نظرم جالبه.

اما ملکوت ،خیلی سمبولیکه یه داستان عجیب غریبه. داستان چند دوست و یک دکتر که همشون عجیب غریبند. داستان کوتاهیه. وقتی کتاب رو تموم کردم حس بدی داشتم.




کلمات کلیدی :کتاب